5.00 score from hupso.pl for:
erita.ir



HTML Content


Titleاریتا

Length: 5, Words: 0
Description نرو افزار و سخت افزار و برنامه ها و ویروس ها در رایانه و سرور

Length: 61, Words: 0
Keywords نرم افزار,سخت افزار,برنامه,ویروس,رایانه,سرور
Robots
Charset UTF-8
Og Meta - Title pusty
Og Meta - Description pusty
Og Meta - Site name pusty
Tytuł powinien zawierać pomiędzy 10 a 70 znaków (ze spacjami), a mniej niż 12 słów w długości.
Meta opis powinien zawierać pomiędzy 50 a 160 znaków (łącznie ze spacjami), a mniej niż 24 słów w długości.
Kodowanie znaków powinny być określone , UTF-8 jest chyba najlepszy zestaw znaków, aby przejść z powodu UTF-8 jest bardziej międzynarodowy kodowaniem.
Otwarte obiekty wykresu powinny być obecne w stronie internetowej (więcej informacji na temat protokołu OpenGraph: http://ogp.me/)

SEO Content

Words/Characters 23
Text/HTML 79.98 %
Headings H1 1
H2 1
H3 0
H4 0
H5 0
H6 0
H1
اریتا
H2
نرو افزار و سخت افزار و برنامه ها و ویروس ها در رایانه و سرور
H3
H4
H5
H6
strong
b
i
em
Bolds strong 0
b 0
i 0
em 0
Zawartość strony internetowej powinno zawierać więcej niż 250 słów, z stopa tekst / kod jest wyższy niż 20%.
Pozycji używać znaczników (h1, h2, h3, ...), aby określić temat sekcji lub ustępów na stronie, ale zwykle, użyj mniej niż 6 dla każdego tagu pozycje zachować swoją stronę zwięzły.
Styl używać silnych i kursywy znaczniki podkreślić swoje słowa kluczowe swojej stronie, ale nie nadużywać (mniej niż 16 silnych tagi i 16 znaczników kursywy)

Statystyki strony

twitter:title pusty
twitter:description pusty
google+ itemprop=name pusty
Pliki zewnętrzne 5
Pliki CSS 1
Pliki javascript 4
Plik należy zmniejszyć całkowite odwołanie plików (CSS + JavaScript) do 7-8 maksymalnie.

Linki wewnętrzne i zewnętrzne

Linki 95
Linki wewnętrzne 89
Linki zewnętrzne 6
Linki bez atrybutu Title 19
Linki z atrybutem NOFOLLOW 0
Linki - Użyj atrybutu tytuł dla każdego łącza. Nofollow link jest link, który nie pozwala wyszukiwarkom boty zrealizują są odnośniki no follow. Należy zwracać uwagę na ich użytkowania

Linki wewnętrzne

- /
- /
- /
صفحه اصلی /
آرشیو #
اریتا /
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
( /
) /index.php
0 /?page=02
1 /?2
2 /page2.php?2
3 /page3.php?2
4 /page4.php?2
5 /page5.php?2
6 /?page=2
page6 /?page=6
page7 /?page=7
page8 /?page=8
page9 /?page=9
آیا میخواهید در نتایج اول موتورهای جستجوی باشید ؟ /?rep=1
اریتا /?2

Linki zewnętrzne

تماس با مدیر جهت درج لینک http://saleslinks.ir/
تجارت مرکزی http://markazi-commerce.ir
تور http://xn--pgbo2e.pichak.net/
جامعه مجازی ممو http://memoo.ir
مای بی اف http://mybf.ir
خرید رپورتاژ آگهی http://saleslink.ir/reproduction.php

Zdjęcia

Zdjęcia 27
Zdjęcia bez atrybutu ALT 27
Zdjęcia bez atrybutu TITLE 27
Korzystanie Obraz ALT i TITLE atrybutu dla każdego obrazu.

Zdjęcia bez atrybutu TITLE

slide1.jpg
slide2.jpg
slide3.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/419.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/273.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/41.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/173.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/253.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/312.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/276.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/180.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/269.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/334.jpg
http://pichak.net/blogcod/up/upload2014/translatefa/3.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/1.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/482.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/123.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/334.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/35.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/483.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/185.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/399.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/208.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/450.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/412.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/402.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/229.jpg

Zdjęcia bez atrybutu ALT

slide1.jpg
slide2.jpg
slide3.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/419.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/273.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/41.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/173.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/253.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/312.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/276.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/180.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/269.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/334.jpg
http://pichak.net/blogcod/up/upload2014/translatefa/3.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/1.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/482.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/123.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/334.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/35.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/483.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/185.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/399.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/208.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/450.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/412.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/402.jpg
http://zibasaz.net/boy-icone/229.jpg

Ranking:


Alexa Traffic
Daily Global Rank Trend
Daily Reach (Percent)









Majestic SEO











Text on page:

 صفحه اصلی | آرشیو | تماس با مدیر جهت درج لینک | 2 اریتانرو افزار و سخت افزار و برنامه ها و ویروس ها در رایانه و سرور دوستان تجارت مرکزی تور جامعه مجازی ممو مای بی اف google plus همراهان اریتا زبان فارسی در دوران باستان اریتا نرو افزار و سخت افزار و برنامه ها و ویروس ها در رایانه و سرور زبان فارسی در دوران باستان فارسی باستان گونه باستانی زبان فارسی بوده که دودمان هخامنشی بدان تکلم می‌کردند. نخستین یافته‌های نوشتاری از این زبان، سنگ‌نبشته بیستون است که پیشینهٔ آن به سدهٔ ششم پیش از میلاد برمی‌گردد. دبیرهٔ فارسی باستان، میخی بوده‌است که به نظر می‌رسد در زمان هخامنشی دبیرهٔ رایج در میان هیچ گروهی از مردم نبوده‌است و تنها دبیره‌ای ادبی برای نوشتن سنگ‌نوشته‌ها بوده‌است. درهمین زمان لهجه‌های دیگر ایرانی باستان نیز وجود داشته که پا به پای چهار زبان مهم دوران باستان مراحل تکاملی را می‌پیموده‌است، مانند زبان‌های زبان بلخی، سغدی، پارتی و خوارزمی. باستان که از آغاز تا فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی، تقریباً از سدهٔ بیستم تا حدود چهارم و سوم پیش از میلاد را دربرمی‌گیرد. از زبان‌های ایرانی باستان چهار گویش آن شناخته شده‌است: مادی، سکایی، اوستایی و فارسی باستان. از زبان مادی و سکایی که یکی در غرب ایران و منطقه فرمانروایی ماد و دیگری در شمال، از مرزهای چین تا دریای سیاه، از جمله بین اقوام پارت و ساکنان سغد، رایج بوده، تنها واژه‌ها و عبارت‌هایی در نوشته‌های دیگران برجای مانده‌است. اما از زبان‌های اوِستایی و فارسی باستان مدارک بسیار در دست است. زرتشت کتاب خود را به زبان اوِستایی نوشته‌است. خط باستان، خط میخی بوده‌است و به نظر می‌رسد در زمان هخامنشی، خطی رایج در بین هیچ گروهی از مردم نبوده‌است و تنها خطی ادبی برای نوشتن سنگ‌نوشته‌ها بوده‌است که برای نگاشتن این سنگ‌نوشته‌ها استفاده می‌شده‌است. زبان فارسی باستان از نظر دستوری پیچیده‌تر از نسل‌های بعدی فارسی بوده‌است. زبان فارسی در دوره میانه در رده‌بندی زبان‌شناسی، به زبانی که از سده سوم پیش از میلاد تا سده هفتم پس از میلاد در ایران‌زمین، کاربرد داشته‌است، میانه می‌گویند. زبان فارسی به گویش مرکزی میانه که در دوران اشکانیان و ساسانیان رواج داشت، گفته می‌شود. دستور زبان فارسی در دوره میانه ساده‌تر از باستان اما پیچیده‌تر از زبان فارسی رایج در دوره اسلامی بوده‌است. کلمهٔ پهلوی به معنی منتسب به پهلو است که خود صورتی از واژهٔ پارت است، و به عبارتی زبان پارتیان بوده. زبان پهلوی یا پارسی میانه (فارسی دری) شکلی از زبان فارسی است که واسطهٔ مستقیم میان پارسی باستان و فارسی امروزی است، که بعدها فارسی نو که فارسی امروزی می‌باشد از این زبان به وجود آمده. زبان فارسی امروز و پارسی میانه چه از نظر واژگانی و چه از نظر دستوری همانندی زیادی دارند. در واقع تحولی که از فارسی باستان تا فارسی میانه اتفاق افتاده‌است بسیار عظیم‌تر از تحولی‌است که از فارسی میانه تا فارسی نو رخ داده‌است. فارسی نو پس از پیروزی اعراب در ایران، فارسی گفتاری همچنان به سوی خاور پیش رفت و به وسیلهٔ سپاهیان و بازرگانان به فرارود و افغانستان کنونی رسید. برای فاتحان عرب، فارسی، بسیار بیشتر از عربی، زبان تبلغ و نشر اسلام در میان مردم این نواحی بود. از همین‌رو سرانجام فارسی جانشین زبان‌های محلّی از جمله سغدی و دیگر گویش‌ها شد. و در همین مناطق، در مرزهای خاوری ایران، بود که فارسی زبان ادبی این جوامع گردید. فارسی میانهٔ ادبی زمان ساسانیان در این زمان هنوز کاملاً از میان نرفته بود و زرتشتیان به آن سخن می‌گفتند و می‌نوشتند اما تقریباً در همین اوان زبان تازهٔ ادبی دیگری، بر پایهٔ گویشی از فارسی دری در خاور ایران جان گرفت که همان زبان امروزی فارسی نوشتاری است. استفاده از خط عربی برای نوشتن فارسی در خراسان آغاز شد و علت آن این بود که در فارس و نواحی غربی ایران هنوز گروه‌های بزرگی از زرتشتیان و موبدانشان زندگی می‌کردند که به پارسی میانه (پهلوی) می‌نوشتند و خط پهلوی هنوز رقیبی برای خط و نگارش‌های جدید به‌شمار می‌آمد و از ساخت روش‌های جدید نگارشی برای فارسی جلوگیری می‌کرد. بنابراین، فارسی گویش محلی جنوبی‌ترین ناحیه ایران بود که به‌عنوان یک زبان گفتاری به تدریج از جنوب به شمال و خاور ایران گسترش یافت و آنگاه در منتهی‌الیه شمال خاوری ایران به زبان ادبی آن ناحیه تبدیل گردید و از آن‌جا به باختر و جنوب ایران رفت و سرانجام در بخشی بزرگ از آسیا ریشه دواند. از آنجا که فارسی میانه (با خط پهلوی) مدتی به موازات فارسی نو به زندگی و پویایی خود در نوشتار ادامه داد، کسانی که به زبان ادبی نوین یعنی به فارسی امروزی می‌نوشتند، در آغاز تأکید می‌کردند که زبان آن‌ها نه زبان فارسی ادبی پیشین بلکه فارسی از نوع دیگری است که فارسی دری نام دارد و به حروف عربی نوشته می‌شود. از آن پس، هنگامی که پهلوی ادبی عملاً به فراموشی سپرده شد، مگر در میان زرتشتیان، به کار بردن صفت «دری» دیگر ضرورتی نداشت و از این‌رو زبان جدید تنها فارسی یا پارسی نامیده شد. اندکی پس از نیمهٔ سدهٔ نهم میلادی، در سیستان نخستین ابیات شعر جدید فارسی سروده شد. اما در فرارود و خراسان، و در دوران سامانیان، بود که نخستین آثار برجسته شعر فارسی به قلم شاعرانی چون شهید بلخی، رودکی، ابوشکور، دقیقی و فردوسی -که خود از سدهٔ دهم به بعد الهام‌بخش بسیاری از شاعران دیگر در جهان ایرانی و همچنین در هند، آسیای میانه و کشورهای ترکی‌زبان در آسیای کوچک بود- نوشته شد. در این میان، فردوسی با سرودن شاهنامه در سدهٔ چهارم تاثیر مهمی بر بازیافت بسیاری از واژه‌های گم‌شدهٔ زبان فارسی داشت و خود این تاثیر را در شاهنامه اعلام کرده‌است. اگر کوشش‌های خودجوش فردوسی نبود، هویت فارسی امروز بسیار بیش از این به خطر می‌افتاد. روند فارسی‌زبان شدن شهرهای اصلی در آسیای میانه در اواخر دوران سامانیان کامل شد و در زمان سامانیان و سپس قراخانیان، فارسی به‌جای عربی به عنوان زبان رسمی نوشتاری رسمیت یافت. در زمان گورکانیان هند زبان فارسی در این کشور گسترش پیدا کرد. اگر چه پیش از به قدرت رسیدن این خاندان در هند، دین اسلام توسط عرفای فارسی زبان در شبه قاره هند نفوذ کرده بود، اما تاثیر ظهور این خاندان در هندوستان، گسترش و رونق زبان فارسی را به حدی رسانید که ادبیات فارسی نه تنها مایه حیات روحی مردم عام شد بلکه این زبان، زبان رسمی درباریان نیز گردید. این رویکرد باعث هجرت بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و شاعران از ایران به هند شد. فارسی نوین عده‌ای بر این باورند که ادبیات فارسی از دوره مشروطیت به بعد باادبیات فارسی دوره قاجار و صفویه و ماقبل آن متفاوت است و بویژه با تاسیس فرهنگستان و شروع نهضت ترجمه در ایران یک دوره نوین در زبان فارسی بوجود آمده‌است که گرایش عملی تری به برگشت و به پاکی و خالص‌سازی زبان فارسی از عبارت و اصطلاحات پیچیده عربی دارد. طی سده‌های اخیر، زبان فارسی در نیمه شرقی قلمروی خود با تنگنا و دشواری روبه‌رو شد ولی در نیمه غربی قلمرو خود (ایران) رو به شکوفایی نهاد. انگلیس‌ها با استعمار هند، برای زدودن فارسی از آن سرزمین و جایگزینی آن با زبان انگلیسی برنامه‌ریزی کرده و این برنامه‌ها را اجرا کردند. درپی تسخیر مناطق گسترده‌ای از سرزمین‌های فارسی‌زبان از سوی روس‌ها در آسیای میانه نیز، سه کانون بزرگ زبان فارسی و تمدن ایرانی در منطقه یعنی سمرقند، بخارا و مرو رو به زوال نهادند و تحت روند شدید فارسی‌زدایی و ایرانی‌زدایی روس‌ها قرار داده شدند. با این حال زبان فارسی هم‌چنان در تاجیکستان زبان اکثریت و زبان رسمی است و در ازبکستان ساکنان شهرهای بخارا و سمرقند هم‌چنان فارسی‌زبانند و فارسی در دره فرغانه و مناطق شرق تاشکند رواج دارد. در افغانستان نیز سیاست‌های شاهان پشتون‌تبار با گرایش فارسی‌زدایی باعث تنزل بلخ و هرات و کابل به عنوان مراکز تمدن فارسی در افغانستان در اواخر سده بیستم شد اما فارسی هم‌چنان زبان میانجی اصلی در آن کشور است. این روندها در حالی بود که در ایران، زبان فارسی راه پیشرفت و توانمندی را پیمود و مرکز ثقل تولیدات فرهنگی، اعم از کتاب، ترجمه، فیلم و موسیقی به زبان فارسی بیشتر در ایران قرار گرفت. خط فارسی خط فارسی کنونی، فارسی‌شدهٔ خط عربی است و خط عربی تغییر یافته خط کوفی و بصری است که چهار حرف «پ»، «ژ»، «گ» و «چ» را افزون بر آن دارد. در پی تغییر خط در تاجیکستان، در این کشور زبان فارسی به خط سیریلیک نوشته می‌شود و تلاش‌هایی برای بازگشت به خط فارسی وجود دارد. خط فارسی هم اکنون در دو کشور ایران و افغانستان به خوبی رواج دارد و خط رسمی کشور می‌باشد. تاریخ آغاز نوشتار به این خط دقیق مشخص نیست با این وجود گاهی برخی پژوهشگران نظیر ریچارد فرای، رودکی سمرقندی را از ابداع‌گران خط نوین فارسی دانسته‌اند. خط امروزی فارسی در نظر برخی کارشناسان مانند محمدرضا باطنی و کوروش صفوی دارای معایبی است و ایشان آن را برای نوشتن فارسی مناسب نمی‌دانند. از مهمترین ایرادهایی که به این خط گرفته‌اند می‌توان به عدم ثبت آواها در نوشتار و امکان غلط‌خوانی، وجود حروف متفاوت با مخرجی یکسان، دشواری آموزش و فراگیری خط فارسی بدلیل نبود آوانویسی و اشکال مختلف یک حرف در کلمه، فراوانی نقظه‌ها و اعمال سلیقه در نوشتار را می‌توان ذکر نمود. مسئله تغییر خط فارسی در آغاز دوره حکومت پهلوی اول مطرح شد و اگرچه کسانی مانند دکتر باطنی و صادق هدایت از این مسئله استقبال کرده‌بودند اما بهرحال این موضوع رخ نداد. همچنان نیز چنین علاقه‌هایی وجود دارد. واژه‌های بیگانه در فارسی در آغاز رویارویی زبان فارسی و عربی، در میان فارسی‌زبانان دو گرایش وجود داشت. گروهی فارسی‌گرا بودند و گروهی عربی‌گرا. فارسی‌گرایان که ابن سینا و جوزجانی و ناصرخسرو و افضل‌الدین کاشانی از برجستگان آنان بودند، بر این باور بودند که باید برای واژه‌های عربی و یونانی که در عرصه دانش و فلسفه مطرح است برابرهای فارسی برگزید. در مقابل اینان عربی‌گرایان قرار داشتند که معتقد به وام‌گیری از زبان عربی بودند. در آن زمان این گرایش غلبه یافت و فارسی به مدت چند سده به وام‌گیری گسترده از زبان عربی پرداخت. این گرایش موجب شد که وام‌گیری به عادت فارسی‌زبانان تبدیل شود. این عادت هنوز هم پابرجاست، اما زبان عربی جای خود را به زبان‌های انگلیسی و (تا چندی پیش از آن فرانسه) سپرده‌است. بیشترین واژه‌های بیگانه در فارسی واژه‌های عربی، واژه‌های ساختگی با به‌کارگیری بن فعل عربی، واژه‌های اروپایی و تا اندازه کمی واژه‌های ترکی هستند. به‌جز واژه‌های عربی که دلیل روان شدن بسیاری از آنها در فارسی آمدن اسلام به ایران بود، واژه‌های دیگر زبان‌ها به دلیل برهم کنش‌های فرهنگی و داد و ستدهای بازرگانی به فارسی آمده‌اند. تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهد که به‌طور کل، درصد واژه‌های عربی که در آثار شاعران اولیه زبان فارسی به‌کار رفته در حدود ۱۰ درصد از واژگان آن‌ها است، برای نمونه سروده‌های رودکی حاوی حدود هشت تا نه درصد واژه عربی است. درصد واژه‌های عربی در شاهنامه فردوسی حدود دو درصد محاسبه شده‌است. در سدهٔ چهارم هجری (سده دهم میلادی) درصد وام‌واژه‌های عربی در فارسی نوشتاری به ۳۰ درصد رسید و این میزان در سدهٔ ششم هجری (دوازدهم میلادی) به حدود پنجاه درصد هم رسید. درصد وام‌واژه‌های عربی در فارسی، امروزه بسته به حوزه و گونهٔ متن تفاوت‌هایی دارد. میانگین درصد کاربرد واژه‌های عربی در فارسی امروزی گفتاری و نوشتاری را حدود ۱۴ درصد برآورد کرده‌اند. این درصد در نوشته‌های سیاسی و ادبی میان ۲۴ تا ۴۰ درصد قرار دارد. هم‌اکنون واژه‌ها و ترکیبات فراوانی در زبان فارسی به‌کار می‌رود که ریشه عربی دارد و عربی‌تبار است، ولی عرب‌زبانان، امروز آن‌ها را به‌کار نمی‌برند و در زبان عربی، همان واژه‌ها، ترکیبات و اصطلاحات به شیوه دیگری بیان می‌شود. مانند صادرات و واردات (در عربی: تصریرات و مستوردات) و هیئت قوه مققنه (در عربی: وفد السلطة التشریعیة) و مسابقات (مباریات). تعداد واژه‌هایی که فارسی در ۱۰۰ سال گذشته از زبان‌های غربی وام گرفته را حدود ۱۵۰۰ واژه می‌دانند که بسامد کاربردی بخشی از آن‌ها بالاست. زبان علمی فارسی برخی از نخستین کتاب‌هایی که در اواخر سده چهارم هجری به زبان فارسی دری نوشته شدند، کتاب‌های علمی بودند و در سده پنجم کتاب‌های علمی بسیاری به زبان فارسی نوشته شده بود. ابن سینا و بیرونی کتاب‌هایی به زبان فارسی نوشتند که در آن‌ها واژه‌های علمی فارسی بسیاری ساخته شده‌است. از آن جمله می‌توان به دانشنامه علائی نگاشته ابن سینا اشاره کرد. در دوره معاصر، در بسیاری از کشورهای جهان، زبان ملی، لزوماً زبان علمی کشور نیست و به خاطر محدودیت‌های موجود یا انتخاب تاریخی، زبان‌های ملی در حوزه ادبیات و رسانه‌ها استفاده می‌شود و برای ورود به حوزه دانش از زبان‌هایی که پختگی علمی بیشتری دارند، هم‌چون زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و روسی استفاده می‌شود. در ایران از همان آغاز ورود علم جدید به کشور، فارسی‌زبانان، زبان فارسی را به عنوان زبان علمی برگزیدند و کوشیدند این زبان را برای بیان مفاهیم علمی‌توانمند کنند. در آغاز راه، زمانی که برخی از نخستین آموزگاران مدرسه دارالفنون دست به کار نگارش کتاب‌های علمی فارسی شدند، هر جا به اصطلاح علمی یا فن تازه‌ای که در دانش‌های قدیم سابقه نداشت، برمی خوردند، آن را به عربی برمی گرداندند و یا اصل فرانسوی را به کار می‌بردند. اما در سال‌های آغازین سده بیستم میلادی کوشش‌های بسیاری برای وضع اصطلاح‌های نو و واژه‌های علمی فارسی آغاز شد. افراد و گروه‌های جداگانه‌ای دست به کار واژه‌گزینی شدند و جداگانه معادل‌های بسیاری برای واژه‌های علمی وضع کردند. در سال ۱۳۱۱ در دارالمعلمین عالی انجمنی برای واژه‌گزینی علمی به سرپرستی دکتر عیسی صدیق و زیر نظر دکتر حسین گل گلاب و دکتر محمود حسابی بنا نهاده شد که معادل‌هایی برای ۳ هزار اصطلاح علمی وضع کرد و بیشتر این معادل‌ها از پذیرش همگانی برخوردار شد. در جریان نوسازی ایران در دوران رضا شاه پهلوی فرهنگستان ایران در سال ۱۳۱۴ برای هماهنگ کردن کار واژه‌سازی تشکیل شد که مهم‌ترین دستاورد آن ساخت واژه‌هایی جایگزین برای واژه‌های بیگانه بود که امروزه بسیاری از آنها در گفتار و نوشتار ایرانیان به‌کار می‌روند. مانند واژه‌های دانشگاه که معادل واژهٔ university و شهرداری که معادل واژهٔ بلدیه می‌باشند. در این فرهنگستان دانشمندان آشنا به دانش‌های قدیم و جدید مانند سعید نفیسی، بدیع‌الزمان فروزانفر، عبدالعظیم قریب، محمدعلی فروغی، محمدتقی بهار، رشید یاسمی، عباس اقبال آشتیانی، ابراهیم پورداود، محمود حسابی، غلامحسین رهنما و حسین گل گلاب همزمان عضویت داشتند. دستاوردهای این همنشینی تاثیری ماندگار بر روند تحول زبان فارسی گذاشت. در آغاز کار فرهنگستان اول، برخی از اهل قلم مخالفت‌هایی با واژه‌سازی کردند و حتی واژه‌های نوساخته را به ریشخند گرفتند اما فرهنگستان زبان فارسی به کار خود ادامه داده و واژه‌هایی ساخت که اینک در جامعه فارسی‌زبان ایران تداول کامل دارند، برای نمونه: بازداشت، کودکستان، شهرداری، دادگاه، دادستان، نمایشگاه، خزه، گرده‌افشانی، فرودگاه و هزاران واژه دیگر. بسیاری از واژه‌هایی که در فرهنگستان ایران ساخته شد آن چنان در زبان فارسی پذیرفته و رایج شده‌اند که امروزه کمتر فارسی‌زبانی توجه دارد که واژه‌هایی مانند گزارش، شناسنامه، بخشنامه، شهرستان، بازتاب، روی هم رفته، جلبک، دادسرا، بهداری و دارایی از بربرنهاده‌های فرهنگستان بوده‌اند. بربرنهاده‌های فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیش از انقلاب به وسیله بخشنامه به سازمان‌ها و اداره‌های دولتی اعلام می‌شد و کاربرد آنها الزامی بود. پذیرش و رواج برخی از این نوواژه‌ها در زبان گفتار یا در متن‌های علمی راه را برای واژه‌سازی با ساختن ترکیب‌های تازه‌تر با آنها یا ساختن شکل‌های قیاسی همانند آنها هموار کرد. چنان که ساختن «جشنواره» برای «فستیوال» راه را برای ساختن «ماهواره» هموار کرد و یا ساخت «پیشوند» و «پسوند» راه را برای ساخت «شهروند» هموار کرد. دستاورد واقعی فرهنگستان اول زنده کردن بخشی از توانایی‌های زبان فارسی بود که همواره در زبان شعر زنده بوده‌است، اما در زبان علمی و زبان اداری، به دلیل غلبه دوزبانگی دانشوران و دیوانیان با زبان عربی، از میان رفته بود. به سبب کوشش‌های فرهنگستان و مترجمان اکنون دستگاه صرفی زبان فارسی بسیار فعال‌تر از گذشته شده‌است، ترکیب‌سازی از نو در حوزه نثر زنده شده و بسیاری از وندها که پیش از این با آنها به مثابه عناصر جامد و تزیینی رفتار می‌شد معنای مستقل خود را باز یافته‌اند و در واژه‌های جدید به کار می‌روند. بدین ترتیب استفاده از توانمندی‌های دستگاه واژه‌های زبان فارسی که از دستاوردهای فرهنگستان زبان بود باعث بارآوری و زایایی بیشتر فارسی و بازشدن دست مترجمان علمی شد. از آن سال‌ها تاکنون کتاب‌ها و مقاله‌های علمی منتشر شده به زبان فارسی رشدی فزاینده داشته‌است و شمار افزون‌تری از دانشمندان و پژوهشگران دست‌اندرکار نگارش و ترجمه آثار علمی و گزینش برابرهای مناسب فارسی برای اصطلاح‌های علمی بوده‌اند. مطالب علمی و فنی در رشته‌های گوناگون به زبان فارسی نوشته شده‌اند و به تدریج زبان فارسی برای بیان آنها پرورده شده‌است. واژه‌ها و اصطلاح‌های بسیاری در معناهای دقیق و مشخص پذیرش همگانی یافته و یکدست شده‌است و بدین ترتیب متن‌های علمی فارسی روشن‌تر و گویاتر شده‌است. در سال ۱۳۹۰ خورشیدی حدود پنجاه گروه تخصصی واژه‌گزینی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی فعالیت داشتند و از زمان انقلاب ۵۷ تا این سال بیش از ۳۵ هزار برابر فارسی برای واژه‌های بیگانه به تصویب رسید که در هشت دفتر انتشار یافته‌است. گویش‌ها و لهجه‌ها توصیف زبان‌شناختی زبان فارسی مهم‌ترین ابزارهایی که زبان‌ها برای واژه‌سازی در اختیار دارند اشتقاق و ترکیب است. برخی زبان‌ها از این هر دو روش سود می‌جویند و برخی تنها یکی از آنها را به کار می‌برند. فارسی از جمله زبان‌هایی است که از هر دو روش سود می‌جوید. منظور از اشتقاق استفاده از پسوندها و پیشوندها در ساختن کلمات جدید است. فارسی از دید ترکیبی زبانی توانا است و بیش از پنجاه پسوند در اختیار دارد که برخی از آنها را در واژه‌های زیر می‌بینیم: آهنگر، شامگاه، کوشش، آتشدان، تاکستان، نمناک، دانا، دانشمند، دربان، ماهواره، شنزار، کوهسار، دانشکده، فروشنده، هنری، هنرور، ساختمان، پروردگار، زرین، و غیره. فارسی زبانی ضمیرافتان است یعنی انداختن ضمیر و به کار نبردن آن لطمه‌ای به معنای جمله نمی‌زند. نمونه: (من) نامه نوشتم. ترتیب متعارف واژه‌های فارسی در یک فراکرد به صورت فاعل - مفعول - فعل است. گرچه وَرز (فعل) در زبان فارسی در پایان جمله می‌آید ولی این زبان در دیگر قسمت‌ها هستهْ‌آغازی است. برای نمونه در عبارات «برادر من» «خودروی تو» و «زنی که دوست دارم» هسته جملات یعنی واژه‌های برادر، خودرو و زن در آغاز آمده‌اند. اگر گروه حرف اضافه در جمله باشد، معمولاً میان فاعل و مفعول مستقیم می‌آید. نمونه: فرزاد به مینو آب داد. پس توصیف کامل ترتیب سازه‌ها در زبان فارسی چنین است: (فاعل)(گروه حرف اضافه)(مفعول) فعل هنگامی که مفعول مستقیم، شناس (معرفه) باشد این مفعول یا ورزیده‌نمای «را» و پیش از گروه فزون‌واژه می‌آید. نمونه: فرزاد آب را به مینو داد. فعل در زبان فارسی فعل از لحاظ ساختمان به ۵ گونه‌است. فعل ساده: فعلی است که مصدر آن بیش از یک کلمه نباشد. فعل پیشوندی: فعلی است که از یک پیشوند و یک فعل ساده ساخته شده باشد. فعل مرکب: فعلی است که از یک صفت یا اسم با یک فعل ساده شاخته شده و یک معنی کامل را برساند. عبارت فعلی: فعلی است که به صورت دسته‌ای از کلمه هاست و معمولاً حرف اضافه نیز دارد. فعل لازم یک شخصه: فعلی که مفعول پذیر نیست و بیشتر بصورت اول شخص بکار می‌رود و بجای شناسه یکی از ضمایر متصل ّم، ّت، ّش، ِمان، ِتان، ِشان، شخص فعل را نشان می‌دهد که به آخر اسم قبل از فعل اضافه می‌شود. (نیز ببینید: مصدر) فعل ساده حدود دوهزار فعل سادهٔ فارسی که در ادبیات فارسی بکار رفته، در کتاب «فهرسهت فعل‌های فارسی» توسط محمد بشیر حسین گردآوری شده‌است. خط فارسی خط فارسی یا الفبای فارسی، خط یا دبیره‌ای است که از آن برای نوشتن زبان فارسی استفاده می‌شود. این خط فارسی‌شدهٔ خط عربی است. از خط فارسی پس از ورود اسلام به ایران برای نگاشتن زبان فارسی استفاده شد، گرچه از تاریخ دقیق آغاز استفاده از این خط اطلاعی در دست نیست. قدیمی‌ترین نوشته‌هایی که به زبان فارسی نو یا گویش‌های بسیار نزدیک به آن وجود دارند به خطی غیر از خط فارسی نیز نگاشته شده‌اند. خط فارسی در کشورهای ایران و افغانستان و پاکستان خط رسمی است و در پی تغییر خط در تاجیکستان از سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸ میلادی) به لاتین و بعد سیریلیک، خط فارسی در این کشور کنار گذاشته شد. امروزه در تاجیکستان خط فارسی را خط نیاکان (به فارسی تاجیکی: xатти ниёгон) می‌نامند و کوششهایی برای بازگشت به این خط در این کشور وجود دارد. باید توجه داشت که در کشورهای عربی فقط به خط تعلیق ونستعلیق خط فارسی یا الخط الفارسی می‌گویند آنها خطوط نوشتاری زبان عربی را به انواع مختلقی تقسیم کرده‌اند که یکی از انواع آن را خط فارسی می‌نامند. بنا بر این باید بین الفبای نگارشی فارسی که با انواع مختلف قلم و خوش نویسی‌ها نوشته می شودو یکی از آنهاقلم و یا شیوه خوش نویسی نست یا تعلیق است و خط فارسی شهرت دارد تفاوت قایل شد. الفبای خط فارسی اساس الفبای فارسی با الفبای خط عربی یکی است، اما الفبای فارسی دارای ویژگی‌هایی است که آن را از خطوط عربی متمایز می‌سازد. چهار حرف «چ. پ، گ. ژ» مختص الفبای فارسی هستند چرا که واج‌های مشابه آنها در عربی استاندارد وجود ندارد. علاوه بر این شکل بعضی از نویسه‌های خط فارسی با نویسهٔ عربی آنها تفاوت می‌کند. مثلاً «ک» فارسی در حالت پایانی یا تنها با سرکش نوشته می‌شود در حالی که «ک» عربی در این دو حالت بدون سرکش است و یا حرف «ی» در عربی با دو نقطه در زیر آن «ی» همراه‌است. تفاوت‌های جزئی دیگری هم وجود دارد. در الفبای فارسی و عربی بعضی مصوت‌ها معمولاً نوشته نمی‌شوند که این مسأله ممکن است موجب بروز ابهاماتی در فهم کلمه یا جمله شود. برای اکثر این مصوت‌ها علائم اختیاری‌ای به این الفبا اضافه می‌شود که معروفترین آنها فتحه یا زبر (ـَ)، کسره یا زیر (ـِ) و ضمه یا پیش (ـُ) هستند. تاریخچه خط فارسی دبیره و خط آریایی که بر پایه گفته داریوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبیره‌ای بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبیره‌های پارتی اشکانی، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی (دین دبیره) و بسیاری دبیره‌ها و خط‌های دیگر را پدیدآوردند. دبیره فارسی که امروزه با آن سرگرم نوشتن هستیم و از روی ناآگاهی آن را خط عربی می‌خوانیم نیز، در راستای همین روند فَرگَشت و تکامل دبیره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبیره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشته‌اند، می‌توانستند بهتر از هر کس دبیره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آیین‌مند ساخته باشند. خطی که ما امروز به آن می‌نویسیم، دنبالهٔ خط‌های پهلوی، اوستایی، مانوی و ... است که آنها نیز خود دنباله خط آریایی هستند که در زمان هخامنشیان و پیش از آن، در زمان مادها و شاید حتی در زمان زرتشت مورد استفاده قرار می‌گرفت. میزان وام‌گیری الفبای فارسی امروز ما از دبیره‌های باستانی ایرانی چنین است: پنجاه درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیرهٔ مانوی است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... . سی درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره اوستایی است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... . هشت درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره پهلویست مانند حرف ل. همچنین دوازده درصد از حروف الفبای فارسی بدون ارتباط با سه الفبای مانوی، اوستایی و پهلوی هستند و پس از اسلام به دست دبیره نویسان ایرانی دربار خلفای عباسی ساخته شده‌اند مانند حروف ط، ظ، ی، و... . ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانی یا کوفی حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نوشته نمی‌شد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمی‌توانستند آن را بخوانند؛ ازاین‌رو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند. خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته می‌شود یا در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشته‌است، را نبایدخط عربی دانست؛ بلکه این خط که ابتدا از «انبار» به نجد عربستان رفته متحول گشته خط و الفبای مانوی است. با اندکی دخل و تصرف و نیم نگاهی به خطوط اوستایی و کمی پهلوی. ترتیبِ الفبای فارسی در آغاز به صورت ابجد بوده‌است و بسیاری از خطهای دیگر، از جمله خط لاتین هم که برآمده و برگرفته از خطوط کهن پهلوی است، هنوز بر همان ردیف «ابجد» و «هوز» استوارند. تغییر شکل الفبای فارسی به صورت کنونی، پس از آن روی داد که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا، کوشیدند حروف همسان از نظر صورت و ردیف صوتی را در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای «پیرآموز» گذاشتند.از پیشروان این کار ابن مقله ابن موگلای شیرازی بود پس از آنکه عرب‌ها ایران را تسخیر کردند، چون بیشتر عرب‌ها خواندن و نوشتن نمی‌دانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی برده بودند تلاش کردند شیوه نوشتار را بهبود بخشند. ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی، خط نوشتاری را تکامل بخشیدند. در واقع خط عربی و فارسی کنونی، خطی است در راستای ادامه تکامل و فرگشت الفبا در سرزمین ایران که از روی الفباهای مانوی و اوستایی و پهلوی ساخته شد. اعراب خط نداشته‌اند و خطی که از «‍حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته‌است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته می‌شده‌است. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته می‌شد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت می‌گردید، به نام خط عربی مشهور گردید. در روایات آمده‌است که نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مردی بود بنام مُرامِر بن مُرة از مردم انبار و از انبار کتابت عربی به جاهای دیگر گسترش یافت. این مطلب از اصمعی که از علمای بنام لغت عربی است، روایت شده‌است. روایت دیگری هم در همین زمینه آمده که بدین مضمون است «از قریش پرسیدند شما کتابت را از کجا آموختید؟ گفتند از انبار.» این روایت را ابن رسته در کتاب الاعلاق النفیسه آورده‌است. بیهقی نیز در کتاب امحاسن و المساوی همین مطلب را بدین مضمون نقل کرد «نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مامر بن مرة از مردم انبار بود و از انبار در میان مردم منتشر گردید.» در روایتی از ابن‌عباس نقل شده‌است که «انباریان از مردم حیره خط آموخته‌اند و یکی از آنها خط را به عبدالله بن جدعان و او به حرب بن امیه آموخته و خط حجازی قریشیان از این راه پدید آمده‌است.» چنانکه ملاحظه می‎شود در این روایت هم مأخذ اصلی خط حجازی قریشی همچنان انبار معرفی شده‌است. زبان فارسی نو به خط‌های دیگر فارسی به خط عبری کهن‌ترین نوشتهٔ به‌دست‌امده از زبان فارسی نو به خط عبری کتابت شده‌است. نمونه‌های بسیار کهن دیگری هم از نوشته‌های متعلق به یهودیان فارسی زبان به دست آمده‌است که دارای مختصات گویشی خاص خود است. برای نمونه چند خط سندی که احتمالاً متعلق به قرن پنجم هجری‌است ذکر می‌شود. ابتدا صورت مکتوب آن با تغییر الفبا از عبری به فارسی و سپس صورت استاندارد فارسی امروزی آن ذکر می‌شود: اگرت پُرسد کو از چی بی‌شناسی کو نبی‌ای بود عالم را ونبی پَ چی کار ابایست تو پسوه دِه کو نبی بود عالم را چی عالم را از نبی نی بزیرد... به فارسی کلاسیک: اگرت پرسد که از چه بشناسی که نبی‌ای بُوَد عالم را و نبی به چه کار بایست = برای چه کاری لازم است تو پاسخ ده که نبی بُوَد عالم را = نبی برای عالم بود چه = به این دلیل که عالم را از نبی نه گزیرست. عالم را از نبی گزیری نیست و دیگر موارد خوشنویسی خط فارسی به شیوه‌های گوناگونی نگاشته می‌شود که برخی با سایر کشورهای اسلامی مشترک و برخی برخاسته از ذوق هنری خود ایرانیان است که از مشهورترین آنها می‌توان به خط تعلیق، خط نستعلیق و خط شکسته‌نستعلیق و خط سبحان اشاره کرد. خط نستعلیق افزون بر ایران در سایر کشورها هم طرفدارانی دارد و به‌دلیل ظرافت و زیبایی به «عروس خطوط اسلامی» شهرت پیدا کرده‌است. خط سبحان نیز با توجه به قواعد خود خطی خوانا و روان است که هنرمند تبریزی سبحان مهرداد محمدپور پدیدآورنده آن می‌باشد. کشورهای عربی خط‌های زیر را عربی می‌دانند اما بعضی از این خطوط در حوزه ایرانی و هندی رایج شده است. جازة (توقیع، ریاسی) اصفهانی أندلسی بصری بهاری · بیضاوی · بیهقی · تاج (تاجی) · ترکستانی · تونسی · ثلث · ثلث جلی · جزائری · جلیل · حجازی · دیوانی (سلطانی) · دیوانی جلی · رقاع · رقعة · ریحان (ریحانی) · سنبلی · سودانی (تمبکتی) · شامی (سوری) · شکستة (شکستة تعلیق) · شکستة نستعلیق · طغراء (طغری) · طومار · طباعة عربی · غبار · فارسی (تعلیق) · فاسی · قیروانی · کوفی · محقق · مدنی · مشق · مصحفی (مصاحف) · مصری · مغربی · مکی · مهدیة · نیریزی · نستعلیق · نستعلیق هندی · نسخ (نسخی) مُحَقَّق ریحان ثُلث نسخ رِقاع توقیع نوشته‌ای به نستعلیق در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از: محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.  keywords : نرم افزار,سخت افزار,برنامه,ویروس,رایانه,سرورآخرین بروزرسانی : 2017/08/19 10:22 | صفحات : ... 0 - 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - page6 - page7 - page8 - page9 ... آگهی رپورتاژ آیا میخواهید در نتایج اول موتورهای جستجوی باشید ؟ خرید رپورتاژ آگهی ( تمامی حقوق متعلق به سایت اریتا می باشد )


Here you find all texts from your page as Google (googlebot) and others search engines seen it.

Words density analysis:

Numbers of all words: 4921

One word

Two words phrases

Three words phrases

با - 5.71% (281)
سی - 5.49% (270)
را - 5.24% (258)
در - 4.96% (244)
ها - 4.78% (235)
از - 4.63% (228)
می - 3.88% (191)
فارس - 3.7% (182)
فارسی - 3.68% (181)
به - 3.54% (174)
یا - 3.33% (164)
تا - 3.13% (154)
بی - 3.09% (152)
ده - 3.01% (148)
است - 2.84% (140)
رو - 2.82% (139)
نی - 2.7% (133)
که - 2.64% (130)
زبان - 2.56% (126)
بر - 2.48% (122)
نو - 2.46% (121)
ما - 2.24% (110)
خط - 2.19% (108)
شد - 1.63% (80)
نه - 1.56% (77)
آن - 1.52% (75)
این - 1.38% (68)
هم - 1.22% (60)
عربی - 1.18% (58)
ی، - 1.18% (58)
نوشت - 1.12% (55)
دو - 1.1% (54)
بود - 1.08% (53)
او - 1.04% (51)
واژه - 1.04% (51)
ایران - 1% (49)
برای - 0.85% (42)
است. - 0.79% (39)
اف - 0.79% (39)
تو - 0.75% (37)
واژه‌ها - 0.75% (37)
جا - 0.67% (33)
واژه‌های - 0.65% (32)
کرد - 0.65% (32)
پی - 0.65% (32)
شده - 0.63% (31)
یک - 0.63% (31)
د، - 0.61% (30)
کار - 0.57% (28)
میان - 0.55% (27)
علم - 0.51% (25)
نوشته - 0.51% (25)
پا - 0.49% (24)
الفبا - 0.49% (24)
علمی - 0.47% (23)
فعل - 0.47% (23)
پهلو - 0.45% (22)
مرو - 0.45% (22)
بسیار - 0.45% (22)
رفت - 0.45% (22)
کو - 0.43% (21)
کس - 0.43% (21)
نام - 0.43% (21)
دست - 0.43% (21)
پهلوی - 0.43% (21)
دید - 0.43% (21)
ساخت - 0.41% (20)
خود - 0.41% (20)
دارد - 0.41% (20)
ایرانی - 0.41% (20)
چه - 0.41% (20)
دیگر - 0.41% (20)
بن - 0.39% (19)
پیش - 0.39% (19)
امروز - 0.39% (19)
الفبای - 0.39% (19)
نست - 0.39% (19)
اما - 0.37% (18)
آنها - 0.37% (18)
دبیره - 0.37% (18)
زمان - 0.37% (18)
هر - 0.35% (17)
رخ - 0.35% (17)
ادب - 0.35% (17)
درصد - 0.35% (17)
دور - 0.35% (17)
یاری - 0.35% (17)
سده - 0.35% (17)
کشور - 0.35% (17)
باستان - 0.35% (17)
شد. - 0.35% (17)
داشت - 0.35% (17)
پس - 0.33% (16)
ادبی - 0.3% (15)
داد - 0.3% (15)
آغاز - 0.3% (15)
ر، - 0.3% (15)
بسیاری - 0.3% (15)
بوده - 0.3% (15)
مانند - 0.3% (15)
کتاب - 0.3% (15)
وجود - 0.28% (14)
می‌شود - 0.28% (14)
شده‌است - 0.28% (14)
میانه - 0.28% (14)
رفته - 0.28% (14)
است، - 0.28% (14)
نوشتار - 0.28% (14)
نیز - 0.28% (14)
زبان‌ها - 0.26% (13)
نامه - 0.26% (13)
کردن - 0.26% (13)
دانش - 0.26% (13)
نوشتن - 0.26% (13)
تعلیق - 0.26% (13)
طی - 0.26% (13)
بیش - 0.24% (12)
حروف - 0.24% (12)
فرهنگستان - 0.24% (12)
تری - 0.24% (12)
برخی - 0.24% (12)
یافت - 0.22% (11)
کردند - 0.22% (11)
دارد. - 0.22% (11)
اسلام - 0.22% (11)
سته - 0.2% (10)
خطوط - 0.2% (10)
نبی - 0.2% (10)
روی - 0.2% (10)
سال - 0.2% (10)
انبار - 0.2% (10)
هند - 0.2% (10)
زبان‌های - 0.2% (10)
بوده‌است - 0.2% (10)
استفاده - 0.2% (10)
گروه - 0.2% (10)
گرفت - 0.2% (10)
حدود - 0.2% (10)
سه - 0.2% (10)
باز - 0.2% (10)
باشد - 0.2% (10)
کامل - 0.2% (10)
شده‌است. - 0.2% (10)
راه - 0.18% (9)
ایرانیان - 0.18% (9)
چی - 0.18% (9)
جمله - 0.18% (9)
اوستایی - 0.18% (9)
گل - 0.18% (9)
میلاد - 0.18% (9)
شود. - 0.18% (9)
شدن - 0.18% (9)
وام - 0.18% (9)
چهار - 0.18% (9)
ولی - 0.18% (9)
اول - 0.18% (9)
زن - 0.18% (9)
صورت - 0.18% (9)
ترکی - 0.18% (9)
خطی - 0.18% (9)
آمده - 0.18% (9)
چنان - 0.18% (9)
همین - 0.16% (8)
نظر - 0.16% (8)
نخستین - 0.16% (8)
عالم - 0.16% (8)
دری - 0.16% (8)
مانوی - 0.16% (8)
حرف - 0.16% (8)
دوره - 0.16% (8)
مای - 0.16% (8)
ابن - 0.16% (8)
یکی - 0.16% (8)
گویش - 0.16% (8)
نیم - 0.16% (8)
زیر - 0.16% (8)
جدید - 0.16% (8)
مردم - 0.16% (8)
نوشتاری - 0.16% (8)
نمونه - 0.16% (8)
روند - 0.16% (8)
نستعلیق - 0.16% (8)
فارسی‌زبان - 0.16% (8)
بیشتر - 0.16% (8)
شاه - 0.14% (7)
دوران - 0.14% (7)
امروزی - 0.14% (7)
می‌شود. - 0.14% (7)
... - 0.14% (7)
سدهٔ - 0.14% (7)
کشورها - 0.14% (7)
کرده - 0.14% (7)
تاج - 0.14% (7)
حال - 0.14% (7)
دیگری - 0.14% (7)
اصطلاح - 0.14% (7)
تنها - 0.14% (7)
می‌توان - 0.14% (7)
شناس - 0.14% (7)
شکل - 0.14% (7)
دین - 0.14% (7)
ساخته - 0.14% (7)
ترکیب - 0.14% (7)
می‌شد - 0.14% (7)
بودند - 0.14% (7)
عبارت - 0.12% (6)
دلیل - 0.12% (6)
قرار - 0.12% (6)
رسمی - 0.12% (6)
شدند - 0.12% (6)
افزار - 0.12% (6)
تغییر - 0.12% (6)
اگر - 0.12% (6)
یافته - 0.12% (6)
قلم - 0.12% (6)
شما - 0.12% (6)
کرد. - 0.12% (6)
کشورهای - 0.12% (6)
گرفته - 0.12% (6)
رسید - 0.12% (6)
ب، - 0.12% (6)
نیست - 0.12% (6)
نویسی - 0.12% (6)
مهم - 0.12% (6)
پای - 0.12% (6)
آورد - 0.12% (6)
همان - 0.12% (6)
چنین - 0.12% (6)
کتاب‌ها - 0.12% (6)
عربی، - 0.12% (6)
مفعول - 0.12% (6)
گردید - 0.12% (6)
جای - 0.12% (6)
داشته - 0.12% (6)
فعلی - 0.12% (6)
رایج - 0.12% (6)
ساده - 0.12% (6)
روش - 0.12% (6)
تور - 0.12% (6)
تفاوت - 0.12% (6)
دیوان - 0.1% (5)
پذیر - 0.1% (5)
کردند. - 0.1% (5)
زرتشت - 0.1% (5)
تکامل - 0.1% (5)
برنامه - 0.1% (5)
ترتیب - 0.1% (5)
نوشتند - 0.1% (5)
بود، - 0.1% (5)
شخص - 0.1% (5)
میلادی - 0.1% (5)
بین - 0.1% (5)
دارند - 0.1% (5)
چهارم - 0.1% (5)
باشد. - 0.1% (5)
کلمه - 0.1% (5)
نگارش - 0.1% (5)
رواج - 0.1% (5)
گرایش - 0.1% (5)
ادبیات - 0.1% (5)
اصل - 0.1% (5)
کتاب‌های - 0.1% (5)
غرب - 0.1% (5)
پارت - 0.1% (5)
اسلامی - 0.1% (5)
حوزه - 0.1% (5)
گاهی - 0.1% (5)
بعد - 0.1% (5)
شیوه - 0.1% (5)
هنوز - 0.1% (5)
پدید - 0.1% (5)
امروزه - 0.1% (5)
هجری - 0.1% (5)
تاریخ - 0.1% (5)
آن‌ها - 0.1% (5)
گفتار - 0.1% (5)
آسیا - 0.1% (5)
معادل - 0.1% (5)
هستند - 0.1% (5)
هخامنشی - 0.1% (5)
بنا - 0.1% (5)
واژه‌هایی - 0.1% (5)
خاور - 0.1% (5)
به‌کار - 0.1% (5)
پارسی - 0.1% (5)
اضافه - 0.1% (5)
محمد - 0.1% (5)
افغانستان - 0.1% (5)
ساختن - 0.1% (5)
روایت - 0.1% (5)
خط‌های - 0.1% (5)
دارای - 0.08% (4)
داشتند - 0.08% (4)
وام‌گیری - 0.08% (4)
دکتر - 0.08% (4)
اکنون - 0.08% (4)
دانشمند - 0.08% (4)
چند - 0.08% (4)
بیگانه - 0.08% (4)
تاجیکستان - 0.08% (4)
باید - 0.08% (4)
نبود - 0.08% (4)
پنجاه - 0.08% (4)
دقیق - 0.08% (4)
برگرفته - 0.08% (4)
روان - 0.08% (4)
خوش - 0.08% (4)
غربی - 0.08% (4)
تحول - 0.08% (4)
نمونه: - 0.08% (4)
می‌نوشتند - 0.08% (4)
شده‌اند - 0.08% (4)
گردید. - 0.08% (4)
گسترش - 0.08% (4)
بخشی - 0.08% (4)
یعنی - 0.08% (4)
بلکه - 0.08% (4)
نوین - 0.08% (4)
واژه‌سازی - 0.08% (4)
دستاورد - 0.08% (4)
گروهی - 0.08% (4)
سغدی - 0.08% (4)
بود. - 0.08% (4)
وندها - 0.08% (4)
ماد - 0.08% (4)
بدین - 0.08% (4)
کاربرد - 0.08% (4)
ریحان - 0.08% (4)
زبانی - 0.08% (4)
می‌باشد - 0.08% (4)
هموار - 0.08% (4)
کنونی - 0.08% (4)
نسخ - 0.08% (4)
سوی - 0.08% (4)
ایران، - 0.08% (4)
واقع - 0.08% (4)
نوشته‌های - 0.08% (4)
نقل - 0.08% (4)
وضع - 0.08% (4)
دیوانی - 0.08% (4)
اریتا - 0.08% (4)
عنوان - 0.08% (4)
حسین - 0.08% (4)
نرو - 0.08% (4)
معمولاً - 0.08% (4)
برمی - 0.08% (4)
اصلی - 0.08% (4)
ملی - 0.08% (4)
مصوت‌ها - 0.08% (4)
فن - 0.08% (4)
آمده‌است - 0.08% (4)
آسیای - 0.08% (4)
تاثیر - 0.08% (4)
چون - 0.08% (4)
فردوسی - 0.08% (4)
آثار - 0.08% (4)
پیشوند - 0.08% (4)
شد، - 0.08% (4)
نداشت - 0.08% (4)
هزار - 0.08% (4)
وجه - 0.08% (4)
شاعران - 0.08% (4)
پسوند - 0.06% (3)
می‌آید - 0.06% (3)
پهلوی، - 0.06% (3)
گرچه - 0.06% (3)
اختیار - 0.06% (3)
فاعل - 0.06% (3)
اسم - 0.06% (3)
برابر - 0.06% (3)
سود - 0.06% (3)
دوست - 0.06% (3)
است: - 0.06% (3)
انواع - 0.06% (3)
بعضی - 0.06% (3)
بیان - 0.06% (3)
نهاده - 0.06% (3)
متن - 0.06% (3)
واژه‌گزینی - 0.06% (3)
می‌دانند - 0.06% (3)
ورود - 0.06% (3)
قدیم - 0.06% (3)
بدون - 0.06% (3)
اصطلاح‌های - 0.06% (3)
معادل‌ها - 0.06% (3)
پذیرش - 0.06% (3)
توجه - 0.06% (3)
۱۰ - 0.06% (3)
زنده - 0.06% (3)
داشته‌است - 0.06% (3)
هشت - 0.06% (3)
نگاشته - 0.06% (3)
دبیره‌ها - 0.06% (3)
میلادی) - 0.06% (3)
عباس - 0.06% (3)
نشان - 0.06% (3)
ترجمه - 0.06% (3)
ثلث - 0.06% (3)
سامانیان - 0.06% (3)
باعث - 0.06% (3)
جلی - 0.06% (3)
داد. - 0.06% (3)
داشت، - 0.06% (3)
اواخر - 0.06% (3)
دستور - 0.06% (3)
شاهنامه - 0.06% (3)
کتابت - 0.06% (3)
کوشش‌های - 0.06% (3)
شکستة - 0.06% (3)
پیچیده - 0.06% (3)
پارتی - 0.06% (3)
سغدی، - 0.06% (3)
مناطق - 0.06% (3)
بوده‌است. - 0.06% (3)
انگلیسی - 0.06% (3)
توقیع - 0.06% (3)
کهن - 0.06% (3)
نیمه - 0.06% (3)
بیستم - 0.06% (3)
سرزمین - 0.06% (3)
هند، - 0.06% (3)
همچنین - 0.06% (3)
گفتاری - 0.06% (3)
می‌کردند - 0.06% (3)
متعلق - 0.06% (3)
جنوب - 0.06% (3)
همچنان - 0.06% (3)
جان - 0.06% (3)
فارسی، - 0.06% (3)
گویش‌ها - 0.06% (3)
زرتشتیان - 0.06% (3)
اوان - 0.06% (3)
شمال - 0.06% (3)
عبری - 0.06% (3)
قریش - 0.06% (3)
شعر - 0.06% (3)
سبحان - 0.06% (3)
دهم - 0.06% (3)
واژهٔ - 0.06% (3)
مستقیم - 0.06% (3)
بزرگ - 0.06% (3)
حجازی - 0.06% (3)
ادامه - 0.06% (3)
بردن - 0.06% (3)
سابق - 0.06% (3)
سوم - 0.06% (3)
مجازی - 0.06% (3)
دوازده - 0.06% (3)
ز، - 0.06% (3)
رودکی - 0.06% (3)
می‌باشد. - 0.06% (3)
تلاش - 0.06% (3)
کوفی - 0.06% (3)
سنگ‌نوشته‌ها - 0.06% (3)
افزون - 0.06% (3)
گونه - 0.06% (3)
نرم - 0.06% (3)
فراگیری - 0.06% (3)
رایانه - 0.06% (3)
مدت - 0.06% (3)
ویروس - 0.06% (3)
سخت - 0.06% (3)
سرور - 0.06% (3)
سینا - 0.06% (3)
سلیقه - 0.06% (3)
ذکر - 0.06% (3)
فارسی‌زبانان - 0.06% (3)
آن، - 0.06% (3)
کنونی، - 0.06% (3)
قرآن - 0.06% (3)
بلخ - 0.06% (3)
معروف - 0.06% (3)
مرکز - 0.06% (3)
سریانی - 0.06% (3)
عرب‌ها - 0.06% (3)
ذوق - 0.06% (3)
دبیرهٔ - 0.06% (3)
سمرقند - 0.06% (3)
نگاهی - 0.06% (3)
داده - 0.06% (3)
هم‌چنان - 0.06% (3)
دبیره‌ای - 0.06% (3)
لاتین - 0.04% (2)
خوشنویسی - 0.04% (2)
محقق - 0.04% (2)
ساختمان - 0.04% (2)
لازم - 0.04% (2)
کنار - 0.04% (2)
بایست - 0.04% (2)
می‌نامند - 0.04% (2)
می‌گویند - 0.04% (2)
رپورتاژ - 0.04% (2)
آگهی - 0.04% (2)
سایر - 0.04% (2)
مجازی، - 0.04% (2)
قبل - 0.04% (2)
هندی - 0.04% (2)
آخر - 0.04% (2)
اصول - 0.04% (2)
هنرمند - 0.04% (2)
قواعد - 0.04% (2)
سطح - 0.04% (2)
بکار - 0.04% (2)
مصدر - 0.04% (2)
غیر - 0.04% (2)
نسبت - 0.04% (2)
عبارتند - 0.04% (2)
هنری - 0.04% (2)
تعلیق) - 0.04% (2)
تمایز - 0.04% (2)
رقاع - 0.04% (2)
از: - 0.04% (2)
پاکستان - 0.04% (2)
مضمون - 0.04% (2)
پایه - 0.04% (2)
خواندن - 0.04% (2)
مصوت‌های - 0.04% (2)
دبیران - 0.04% (2)
آوردند - 0.04% (2)
بخشند. - 0.04% (2)
آریایی - 0.04% (2)
بازی - 0.04% (2)
بروز - 0.04% (2)
تفاوت‌های - 0.04% (2)
«انبار» - 0.04% (2)
اکثر - 0.04% (2)
ابتدا - 0.04% (2)
بهبود - 0.04% (2)
دبیره‌های - 0.04% (2)
دنباله - 0.04% (2)
خ، - 0.04% (2)
اوستایی، - 0.04% (2)
باشند. - 0.04% (2)
آورده - 0.04% (2)
راستای - 0.04% (2)
ف، - 0.04% (2)
مانوی، - 0.04% (2)
ابهامات - 0.04% (2)
سریانی، - 0.04% (2)
دربار - 0.04% (2)
و... - 0.04% (2)
عربستان - 0.04% (2)
نقطه - 0.04% (2)
آموخته - 0.04% (2)
ژ» - 0.04% (2)
بیهقی - 0.04% (2)
مختص - 0.04% (2)
می‌توانستند - 0.04% (2)
گفتند - 0.04% (2)
پ، - 0.04% (2)
قریشی - 0.04% (2)
نبی‌ای - 0.04% (2)
کرده‌اند - 0.04% (2)
اگرت - 0.04% (2)
قرن - 0.04% (2)
شهرت - 0.04% (2)
استاندارد - 0.04% (2)
مطلب - 0.04% (2)
مقله - 0.04% (2)
شیرازی - 0.04% (2)
«ی» - 0.04% (2)
ردیف - 0.04% (2)
ابجد - 0.04% (2)
مشهور - 0.04% (2)
کسی - 0.04% (2)
حالت - 0.04% (2)
«ک» - 0.04% (2)
سرکش - 0.04% (2)
بنام - 0.04% (2)
چیزی - 0.04% (2)
بُوَد - 0.04% (2)
باور - 0.04% (2)
کرده‌است. - 0.04% (2)
اعلام - 0.04% (2)
مهمی - 0.04% (2)
جهان - 0.04% (2)
شهرهای - 0.04% (2)
سپس - 0.04% (2)
خاندان - 0.04% (2)
رسیدن - 0.04% (2)
پیدا - 0.04% (2)
یافت. - 0.04% (2)
سروده - 0.04% (2)
اندکی - 0.04% (2)
پهلوی) - 0.04% (2)
ریشه - 0.04% (2)
تبدیل - 0.04% (2)
تدریج - 0.04% (2)
کسانی - 0.04% (2)
پیشین - 0.04% (2)
این‌رو - 0.04% (2)
صفت - 0.04% (2)
سپرده - 0.04% (2)
هنگامی - 0.04% (2)
توسط - 0.04% (2)
ظهور - 0.04% (2)
حالی - 0.04% (2)
شرق - 0.04% (2)
دره - 0.04% (2)
فارسی‌زدایی - 0.04% (2)
توانمندی - 0.04% (2)
پیمود - 0.04% (2)
بصری - 0.04% (2)
فارسی‌شدهٔ - 0.04% (2)
گرفت. - 0.04% (2)
اعم - 0.04% (2)
بخارا - 0.04% (2)
تمدن - 0.04% (2)
سده‌های - 0.04% (2)
اصطلاحات - 0.04% (2)
بوجود - 0.04% (2)
متفاوت - 0.04% (2)
دشواری - 0.04% (2)
قلمرو - 0.04% (2)
نیز، - 0.04% (2)
روس‌ها - 0.04% (2)
تسخیر - 0.04% (2)
ناحیه - 0.04% (2)
نگارشی - 0.04% (2)
هخامنشی، - 0.04% (2)
بلخی، - 0.04% (2)
نبوده‌است - 0.04% (2)
هیچ - 0.04% (2)
تقریباً - 0.04% (2)
مادی - 0.04% (2)
ساکنان - 0.04% (2)
مرزهای - 0.04% (2)
منطقه - 0.04% (2)
سکایی - 0.04% (2)
می‌رسد - 0.04% (2)
میخی - 0.04% (2)
باستانی - 0.04% (2)
جامعه - 0.04% (2)
مرکزی - 0.04% (2)
دوستان - 0.04% (2)
بدان - 0.04% (2)
زبان، - 0.04% (2)
باستان، - 0.04% (2)
ششم - 0.04% (2)
بیستون - 0.04% (2)
اوِستایی - 0.04% (2)
نگاشتن - 0.04% (2)
نواحی - 0.04% (2)
نشر - 0.04% (2)
رسید. - 0.04% (2)
فرارود - 0.04% (2)
سرانجام - 0.04% (2)
خاوری - 0.04% (2)
زندگی - 0.04% (2)
گروه‌های - 0.04% (2)
خراسان - 0.04% (2)
گویشی - 0.04% (2)
اعراب - 0.04% (2)
تحولی - 0.04% (2)
داشته‌است، - 0.04% (2)
پیچیده‌تر - 0.04% (2)
دستوری - 0.04% (2)
می‌شده‌است. - 0.04% (2)
ساسانیان - 0.04% (2)
گفته - 0.04% (2)
زیادی - 0.04% (2)
شکلی - 0.04% (2)
معنی - 0.04% (2)
سیریلیک - 0.04% (2)
بازگشت - 0.04% (2)
دستاوردهای - 0.04% (2)
رشید - 0.04% (2)
آشنا - 0.04% (2)
دانشمندان - 0.04% (2)
حتی - 0.04% (2)
تداول - 0.04% (2)
انقلاب - 0.04% (2)
بوده‌اند. - 0.04% (2)
بربرنهاده‌های - 0.04% (2)
رفته، - 0.04% (2)
شهرداری - 0.04% (2)
می‌روند. - 0.04% (2)
محمود - 0.04% (2)
گلاب - 0.04% (2)
عالی - 0.04% (2)
معادل‌های - 0.04% (2)
حسابی - 0.04% (2)
همگانی - 0.04% (2)
جایگزین - 0.04% (2)
مهم‌ترین - 0.04% (2)
رضا - 0.04% (2)
وسیله - 0.04% (2)
بخشنامه - 0.04% (2)
ضمیر - 0.04% (2)
توانا - 0.04% (2)
کلمات - 0.04% (2)
اشتقاق - 0.04% (2)
پایان - 0.04% (2)
هسته - 0.04% (2)
مینو - 0.04% (2)
فرزاد - 0.04% (2)
می‌آید. - 0.04% (2)
خودرو - 0.04% (2)
توصیف - 0.04% (2)
لهجه‌ها - 0.04% (2)
دستگاه - 0.04% (2)
مترجمان - 0.04% (2)
همانند - 0.04% (2)
متن‌های - 0.04% (2)
معنای - 0.04% (2)
سال‌ها - 0.04% (2)
گوناگون - 0.04% (2)
شمار - 0.04% (2)
منتشر - 0.04% (2)
جداگانه - 0.04% (2)
فرانسوی - 0.04% (2)
غلبه - 0.04% (2)
برابرهای - 0.04% (2)
 - 0.04% (2)
فارسی‌گرا - 0.04% (2)
گسترده - 0.04% (2)
موجب - 0.04% (2)
هستند. - 0.04% (2)
کمی - 0.04% (2)
(تا - 0.04% (2)
عادت - 0.04% (2)
مطرح - 0.04% (2)
مسئله - 0.04% (2)
باطنی - 0.04% (2)
نظیر - 0.04% (2)
پژوهشگران - 0.04% (2)
مشخص - 0.04% (2)
صفوی - 0.04% (2)
مناسب - 0.04% (2)
فراوانی - 0.04% (2)
مختلف - 0.04% (2)
ثبت - 0.04% (2)
فرهنگی - 0.04% (2)
آمده‌اند. - 0.04% (2)
پنجم - 0.04% (2)
شدند، - 0.04% (2)
کتاب‌هایی - 0.04% (2)
گذشته - 0.04% (2)
اشاره - 0.04% (2)
زبان‌هایی - 0.04% (2)
دانش‌های - 0.04% (2)
کوشیدند - 0.04% (2)
دارند، - 0.04% (2)
بیشتری - 0.04% (2)
عربی: - 0.04% (2)
(در - 0.04% (2)
وام‌واژه‌های - 0.04% (2)
واژگان - 0.04% (2)
اولیه - 0.04% (2)
می‌دهد - 0.04% (2)
۳۰ - 0.04% (2)
میزان - 0.04% (2)
می‌رود - 0.04% (2)
ترکیبات - 0.04% (2)
۱۴ - 0.04% (2)
آب - 0.04% (2)
زبان فارسی - 0.98% (48)
فارسی در - 0.47% (23)
خط فارسی - 0.45% (22)
است که - 0.45% (22)
از آن - 0.41% (20)
و به - 0.33% (16)
است و - 0.33% (16)
به خط - 0.3% (15)
که به - 0.28% (14)
که در - 0.28% (14)
ها و - 0.28% (14)
به زبان - 0.28% (14)
و در - 0.28% (14)
که از - 0.28% (14)
را به - 0.26% (13)
فارسی نو - 0.26% (13)
و خط - 0.24% (12)
الفبای فارسی - 0.24% (12)
ها در - 0.24% (12)
خط عربی - 0.24% (12)
از این - 0.22% (11)
فارسی به - 0.22% (11)
در زبان - 0.2% (10)
از زبان - 0.2% (10)
این خط - 0.18% (9)
فارسی با - 0.18% (9)
فارسی امروز - 0.18% (9)
بسیاری از - 0.18% (9)
در این - 0.18% (9)
پیش از - 0.18% (9)
پس از - 0.16% (8)
و از - 0.16% (8)
نوشته می - 0.16% (8)
بود که - 0.16% (8)
واژه‌های عربی - 0.16% (8)
در زمان - 0.16% (8)
به کار - 0.16% (8)
آن را - 0.14% (7)
فارسی و - 0.14% (7)
در ایران - 0.14% (7)
در آغاز - 0.14% (7)
عالم را - 0.14% (7)
فارسی باستان - 0.12% (6)
به این - 0.12% (6)
را برای - 0.12% (6)
از آنها - 0.12% (6)
در آن - 0.12% (6)
در فارسی - 0.12% (6)
که فارسی - 0.12% (6)
شد و - 0.12% (6)
را از - 0.12% (6)
فارسی از - 0.12% (6)
و فارسی - 0.12% (6)
دارد و - 0.1% (5)
این زبان - 0.1% (5)
عربی در - 0.1% (5)
درصد از - 0.1% (5)
را در - 0.1% (5)
به فارسی - 0.1% (5)
در میان - 0.1% (5)
علمی فارسی - 0.1% (5)
از مردم - 0.1% (5)
برای نوشتن - 0.1% (5)
برخی از - 0.1% (5)
در دوران - 0.1% (5)
فارسی امروزی - 0.1% (5)
علمی و - 0.1% (5)
و یک - 0.1% (5)
فارسی را - 0.1% (5)
فعل ساده - 0.1% (5)
و یا - 0.1% (5)
یکی از - 0.1% (5)
از زبان‌های - 0.08% (4)
خطی که - 0.08% (4)
که این - 0.08% (4)
از دبیره - 0.08% (4)
مانوی و - 0.08% (4)
در تاجیکستان - 0.08% (4)
فارسی که - 0.08% (4)
و پس - 0.08% (4)
ادبیات فارسی - 0.08% (4)
حروف الفبای - 0.08% (4)
از میلاد - 0.08% (4)
به صورت - 0.08% (4)
فعلی است - 0.08% (4)
واژه‌های بیگانه - 0.08% (4)
در هند - 0.08% (4)
اوستایی و - 0.08% (4)
از حروف - 0.08% (4)
به آن - 0.08% (4)
در عربی - 0.08% (4)
از جمله - 0.08% (4)
در همین - 0.08% (4)
در سال - 0.08% (4)
بر این - 0.08% (4)
نوشته می‌شود - 0.08% (4)
فارسی زبان - 0.08% (4)
افزار و - 0.08% (4)
از نظر - 0.08% (4)
بیش از - 0.08% (4)
در دوره - 0.08% (4)
فارسی دری - 0.08% (4)
برای نمونه - 0.08% (4)
زبان علمی - 0.08% (4)
خط پهلوی - 0.08% (4)
بوده‌است و - 0.08% (4)
را و - 0.08% (4)
برای واژه‌های - 0.08% (4)
این کشور - 0.08% (4)
استفاده از - 0.08% (4)
وجود دارد. - 0.08% (4)
اسلام به - 0.06% (3)
از یک - 0.06% (3)
فارسی بود - 0.06% (3)
فارسی برای - 0.06% (3)
و بسیاری - 0.06% (3)
و پهلوی - 0.06% (3)
می‌توان به - 0.06% (3)
شده از - 0.06% (3)
فارسی برگرفته - 0.06% (3)
که معادل - 0.06% (3)
نوشته شده - 0.06% (3)
کتاب‌های علمی - 0.06% (3)
در اواخر - 0.06% (3)
است، اما - 0.06% (3)
واژه‌های علمی - 0.06% (3)
در حوزه - 0.06% (3)
که برخی - 0.06% (3)
که با - 0.06% (3)
جدید به - 0.06% (3)
را خط - 0.06% (3)
شد که - 0.06% (3)
وضع کرد - 0.06% (3)
که امروزه - 0.06% (3)
در کتاب - 0.06% (3)
برگرفته شده - 0.06% (3)
مانند حروف - 0.06% (3)
درصد واژه - 0.06% (3)
دبیره و - 0.06% (3)
دیگری هم - 0.06% (3)
خط در - 0.06% (3)
ایران در - 0.06% (3)
راه را - 0.06% (3)
به عنوان - 0.06% (3)
عربی به - 0.06% (3)
بود و - 0.06% (3)
در آسیای - 0.06% (3)
زبان ادبی - 0.06% (3)
که پی - 0.06% (3)
و افغانستان - 0.06% (3)
زبان در - 0.06% (3)
ایران و - 0.06% (3)
از نبی - 0.06% (3)
از انبار - 0.06% (3)
رفت و - 0.06% (3)
در نوشتار - 0.06% (3)
نو به - 0.06% (3)
به عربی - 0.06% (3)
فارسی یا - 0.06% (3)
و دیگر - 0.06% (3)
و برخی - 0.06% (3)
رایج در - 0.06% (3)
آسیای میانه - 0.06% (3)
زبان رسمی - 0.06% (3)
خود را - 0.06% (3)
پارسی میانه - 0.06% (3)
تغییر خط - 0.06% (3)
فارسی هم - 0.06% (3)
متعلق به - 0.06% (3)
آمده‌است که - 0.06% (3)
دوران باستان - 0.06% (3)
نگاهی به - 0.06% (3)
از فارسی - 0.06% (3)
و او - 0.06% (3)
ایرانی در - 0.06% (3)
واژه‌ها و - 0.06% (3)
سخت افزار - 0.06% (3)
در واقع - 0.06% (3)
چه از - 0.06% (3)
و پاکستان - 0.04% (2)
در دست - 0.04% (2)
نستعلیق و - 0.04% (2)
بود عالم - 0.04% (2)
که نبی - 0.04% (2)
چه کار - 0.04% (2)
بُوَد عالم - 0.04% (2)
می‌دهد که - 0.04% (2)
می‌آید. نمونه: - 0.04% (2)
مفعول مستقیم - 0.04% (2)
نستعلیق · - 0.04% (2)
· شکستة - 0.04% (2)
که مفعول - 0.04% (2)
گروه حرف - 0.04% (2)
به خطوط - 0.04% (2)
دارد که - 0.04% (2)
در واژه‌های - 0.04% (2)
عبارتند از: - 0.04% (2)
است. برای - 0.04% (2)
· دیوانی - 0.04% (2)
یک فعل - 0.04% (2)
کشورهای عربی - 0.04% (2)
فارسی خط - 0.04% (2)
فارسی استفاده - 0.04% (2)
خط سبحان - 0.04% (2)
به دست - 0.04% (2)
بعضی از - 0.04% (2)
جلی · - 0.04% (2)
با یک - 0.04% (2)
· ثلث - 0.04% (2)
این خطوط - 0.04% (2)
است. از - 0.04% (2)
و یکی - 0.04% (2)
مانوی است. - 0.04% (2)
ابن مقله - 0.04% (2)
الفبای مانوی - 0.04% (2)
عربستان رفته - 0.04% (2)
تلاش کردند - 0.04% (2)
واقع خط - 0.04% (2)
چنین است: - 0.04% (2)
پنجاه درصد - 0.04% (2)
فارسی کنونی، - 0.04% (2)
است. مانند - 0.04% (2)
در اختیار - 0.04% (2)
بهبود بخشند. - 0.04% (2)
خود و - 0.04% (2)
آن رو - 0.04% (2)
و سلیقه - 0.04% (2)
را که - 0.04% (2)
کردند شیوه - 0.04% (2)
خط نوشتاری - 0.04% (2)
و... . - 0.04% (2)
با نیم - 0.04% (2)
از آن، - 0.04% (2)
خط آریایی - 0.04% (2)
خط حجازی - 0.04% (2)
با ذوق - 0.04% (2)
الفبای خط - 0.04% (2)
مردم انبار - 0.04% (2)
این روایت - 0.04% (2)
حجازی قریشی - 0.04% (2)
خط عبری - 0.04% (2)
خط‌های دیگر - 0.04% (2)
قلم و - 0.04% (2)
بدین مضمون - 0.04% (2)
چیزی نوشت - 0.04% (2)
و الفبای - 0.04% (2)
که نخستین - 0.04% (2)
عربی نوشته - 0.04% (2)
و ... - 0.04% (2)
در راستای - 0.04% (2)
بر پایه - 0.04% (2)
از خطوط - 0.04% (2)
کسی که - 0.04% (2)
می‌شود که - 0.04% (2)
در کشورهای - 0.04% (2)
بخشی از - 0.04% (2)
در شاهنامه - 0.04% (2)
داشت و - 0.04% (2)
سدهٔ چهارم - 0.04% (2)
بسیار بیش - 0.04% (2)
عنوان زبان - 0.04% (2)
که ادبیات - 0.04% (2)
خاندان در - 0.04% (2)
ایرانی و - 0.04% (2)
از سدهٔ - 0.04% (2)
ایران بود - 0.04% (2)
خط و - 0.04% (2)
خاور ایران - 0.04% (2)
گسترش یافت - 0.04% (2)
می‌کردند که - 0.04% (2)
ایران به - 0.04% (2)
به بعد - 0.04% (2)
با زبان - 0.04% (2)
باطنی و - 0.04% (2)
خط رسمی - 0.04% (2)
برای بازگشت - 0.04% (2)
نوشتن فارسی - 0.04% (2)
نوشتار را - 0.04% (2)
سینا و - 0.04% (2)
بیگانه در - 0.04% (2)
در پی - 0.04% (2)
افزون بر - 0.04% (2)
بخارا و - 0.04% (2)
رو به - 0.04% (2)
در افغانستان - 0.04% (2)
اواخر سده - 0.04% (2)
چهار حرف - 0.04% (2)
در حالی - 0.04% (2)
امروزی فارسی - 0.04% (2)
میان مردم - 0.04% (2)
نظر می‌رسد - 0.04% (2)
میخی بوده‌است - 0.04% (2)
این زبان، - 0.04% (2)
گروهی از - 0.04% (2)
مردم نبوده‌است - 0.04% (2)
ایرانی باستان - 0.04% (2)
و تنها - 0.04% (2)
فارسی بوده - 0.04% (2)
و سرور - 0.04% (2)
و ویروس - 0.04% (2)
برنامه ها - 0.04% (2)
رایانه و - 0.04% (2)
و برنامه - 0.04% (2)
در رایانه - 0.04% (2)
ویروس ها - 0.04% (2)
سوم پیش - 0.04% (2)
که یکی - 0.04% (2)
میانه در - 0.04% (2)
پیچیده‌تر از - 0.04% (2)
نظر دستوری - 0.04% (2)
که خود - 0.04% (2)
است، و - 0.04% (2)
در ایران، - 0.04% (2)
تا فارسی - 0.04% (2)
برای نگاشتن - 0.04% (2)
بوده‌است که - 0.04% (2)
می‌رسد در - 0.04% (2)
به نظر - 0.04% (2)
هیچ گروهی - 0.04% (2)
نبوده‌است و - 0.04% (2)
نوشتن سنگ‌نوشته‌ها - 0.04% (2)
ادبی برای - 0.04% (2)
عربی و - 0.04% (2)
به وام‌گیری - 0.04% (2)
و نوشتار - 0.04% (2)
فرهنگستان ایران - 0.04% (2)
شد. در - 0.04% (2)
حسین گل - 0.04% (2)
در فرهنگستان - 0.04% (2)
بربرنهاده‌های فرهنگستان - 0.04% (2)
چنان در - 0.04% (2)
و بیشتر - 0.04% (2)
محمود حسابی - 0.04% (2)
و واژه‌های - 0.04% (2)
اصطلاح علمی - 0.04% (2)
دست به - 0.04% (2)
شدند و - 0.04% (2)
گل گلاب - 0.04% (2)
بسیاری برای - 0.04% (2)
زبان و - 0.04% (2)
ادب فارسی - 0.04% (2)
فارسی بسیار - 0.04% (2)
از میان - 0.04% (2)
فرهنگستان اول - 0.04% (2)
که پیش - 0.04% (2)
بدین ترتیب - 0.04% (2)
روش سود - 0.04% (2)
هر دو - 0.04% (2)
یا ساخت - 0.04% (2)
کرد و - 0.04% (2)
یا در - 0.04% (2)
زبان گفتار - 0.04% (2)
متن‌های علمی - 0.04% (2)
برای واژه‌سازی - 0.04% (2)
هموار کرد. - 0.04% (2)
با آنها - 0.04% (2)
جا به - 0.04% (2)
می‌شود و - 0.04% (2)
عربی است. - 0.04% (2)
فارسی به‌کار - 0.04% (2)
نشان می‌دهد - 0.04% (2)
درصد واژه‌های - 0.04% (2)
حدود دو - 0.04% (2)
دهم میلادی) - 0.04% (2)
شده‌است. در - 0.04% (2)
داد و - 0.04% (2)
به دلیل - 0.04% (2)
این گرایش - 0.04% (2)
یافت و - 0.04% (2)
شود. این - 0.04% (2)
عربی، واژه‌های - 0.04% (2)
به ایران - 0.04% (2)
عربی که - 0.04% (2)
درصد وام‌واژه‌های - 0.04% (2)
فارسی نوشتاری - 0.04% (2)
زبان عربی، - 0.04% (2)
عربی دارد - 0.04% (2)
(در عربی: - 0.04% (2)
واژه‌هایی که - 0.04% (2)
از نخستین - 0.04% (2)
و سخت - 0.04% (2)
در نوشته‌های - 0.04% (2)
را حدود - 0.04% (2)
سدهٔ ششم - 0.04% (2)
و این - 0.04% (2)
میلادی) به - 0.04% (2)
حدود پنجاه - 0.04% (2)
به حوزه - 0.04% (2)
وام‌واژه‌های عربی - 0.04% (2)
آنها را - 0.04% (2)
زبان فارسی در - 0.16% (8)
به زبان فارسی - 0.14% (7)
زبان فارسی نو - 0.12% (6)
است که از - 0.12% (6)
در زبان فارسی - 0.12% (6)
زبان فارسی به - 0.1% (5)
به این خط - 0.08% (4)
از حروف الفبای - 0.08% (4)
زبان فارسی را - 0.08% (4)
در این کشور - 0.08% (4)
فعلی است که - 0.08% (4)
زبان فارسی است - 0.06% (3)
عربی در فارسی - 0.06% (3)
فارسی برگرفته شده - 0.06% (3)
راه را برای - 0.06% (3)
است و در - 0.06% (3)
از زبان فارسی - 0.06% (3)
یکی از آنها - 0.06% (3)
فارسی نو به - 0.06% (3)
عالم را از - 0.06% (3)
پیش از میلاد - 0.06% (3)
به خط عبری - 0.04% (2)
زبان فارسی استفاده - 0.04% (2)
فارسی خط فارسی - 0.04% (2)
فارسی‌شدهٔ خط عربی - 0.04% (2)
نستعلیق و خط - 0.04% (2)
ایران و افغانستان - 0.04% (2)
زبان و ادب - 0.04% (2)
عالم را و - 0.04% (2)
نشان می‌دهد که - 0.04% (2)
می‌آید. نمونه: فرزاد - 0.04% (2)
که برخی از - 0.04% (2)
هر دو روش - 0.04% (2)
است. برای نمونه - 0.04% (2)
رسمی است و - 0.04% (2)
نو به خط - 0.04% (2)
یک فعل ساده - 0.04% (2)
دو روش سود - 0.04% (2)
خط در تاجیکستان - 0.04% (2)
سلیقه خود و - 0.04% (2)
با ذوق و - 0.04% (2)
به زبان عربی - 0.04% (2)
با نیم نگاهی - 0.04% (2)
به خط پهلوی - 0.04% (2)
و بسیاری از - 0.04% (2)
واقع خط عربی - 0.04% (2)
در واقع خط - 0.04% (2)
که به خط - 0.04% (2)
تلاش کردند شیوه - 0.04% (2)
فارسی و عربی - 0.04% (2)
است که آن - 0.04% (2)
زبان فارسی با - 0.04% (2)
و خط فارسی - 0.04% (2)
به عربی چیزی - 0.04% (2)
اوستایی و پهلوی - 0.04% (2)
است. مانند حروف - 0.04% (2)
که به عربی - 0.04% (2)
در پی تغییر - 0.04% (2)
حسین گل گلاب - 0.04% (2)
از این زبان - 0.04% (2)
سوم پیش از - 0.04% (2)
فارسی در دوره - 0.04% (2)
را به زبان - 0.04% (2)
چه از نظر - 0.04% (2)
از نظر دستوری - 0.04% (2)
در سدهٔ چهارم - 0.04% (2)
به زبان ادبی - 0.04% (2)
در میان مردم - 0.04% (2)
که از فارسی - 0.04% (2)
برای نوشتن سنگ‌نوشته‌ها - 0.04% (2)
مردم نبوده‌است و - 0.04% (2)
در دوران باستان - 0.04% (2)
ها در رایانه - 0.04% (2)
ها و ویروس - 0.04% (2)
افزار و برنامه - 0.04% (2)
و سخت افزار - 0.04% (2)
و برنامه ها - 0.04% (2)
هیچ گروهی از - 0.04% (2)
نظر می‌رسد در - 0.04% (2)
در رایانه و - 0.04% (2)
و ویروس ها - 0.04% (2)
این خاندان در - 0.04% (2)
در اواخر سده - 0.04% (2)
به عنوان زبان - 0.04% (2)
فارسی نوشته شده - 0.04% (2)
که فارسی در - 0.04% (2)
وام‌واژه‌های عربی در - 0.04% (2)
را به کار - 0.04% (2)
واژه‌های علمی فارسی - 0.04% (2)
که معادل واژهٔ - 0.04% (2)
از آنها در - 0.04% (2)
افزار و سخت - 0.04% (2)
دست به کار - 0.04% (2)
زبان فارسی به‌کار - 0.04% (2)
اسلام به ایران - 0.04% (2)
فارسی به خط - 0.04% (2)
پی تغییر خط - 0.04% (2)
خط عربی است - 0.04% (2)
خط فارسی خط - 0.04% (2)
برای نوشتن فارسی - 0.04% (2)
ابن سینا و - 0.04% (2)
بسیاری از آنها - 0.04% (2)
واژه‌های عربی که - 0.04% (2)
از زبان عربی - 0.04% (2)
و ادب فارسی - 0.04% (2)

Here you can find chart of all your popular one, two and three word phrases. Google and others search engines means your page is about words you use frequently.

Copyright © 2015-2016 hupso.pl. All rights reserved. FB | +G | Twitter

Hupso.pl jest serwisem internetowym, w którym jednym kliknieciem możesz szybko i łatwo sprawdź stronę www pod kątem SEO. Oferujemy darmowe pozycjonowanie stron internetowych oraz wycena domen i stron internetowych. Prowadzimy ranking polskich stron internetowych oraz ranking stron alexa.